برای بردیا مرادی رنگ یک تصمیم است — راهی برای ربات نشدن. نقاش و طراحِ لباسی که شهر را بوم میبیند
بردیا مرادی شهر را آنگونه نقاشی میکند که نفس میکشد — بلند، لایهلایه، زنده.
بردیا مرادی نقاش و طراح پارچه و لباسِ ساکن تهران است. برای او رنگ هرگز تزئین نیست — راهیست برای تفکیک احساس، یک تصمیم، و بیش از همه، نهگفتن به رباتشدن. کارِ او میان بوم و بدن در رفتوآمد است: او خودِ شهر را سطحی برای نقاشی میبیند، جایی که خیابانهای تهران، آدمها، و لباسی که بر تن دارند همه به متریالِ کار بدل میشوند.
مرادی از راهِ مد به هنر رسید. در سالِ اولِ مدرسهٔ هنر، خلأِ رنگ را در جهانِ پیرامونش دید و خواست آن را پر کند — نخست از راهِ آنچه مردم میپوشند، سپس با نقاشی. فرایندِ او گفتوگویی با بوم است: رنگ و لکه و خط را بیپروا میگذارد، سوال میپرسد و جواب میگیرد تا به فرمی که میخواهد برسد. اما بیپروایی برای او مهارشده است؛ او میسازد، ویران نمیکند، و هرگز کار را ناتمام رها نمیکند.
در قلبِ کارِ او خالیکردنِ ذهن روی صفحه است — موهبتی که با آن زندگی را جلو میبرد و ناخودآگاهش را با دیگران در میان میگذارد. در سکوت نقاشی میکند، به چهرهها و رنگهای شهر دقیق است، و میگذارد آن احساسها از دستانش بگذرند پیش از آنکه ذهنش به آنها معنا بدهد. باورِ او ساده است: رنگیبودن، همان زندهماندنِ آدمیست.