برای کیمیا صابونی خمره فقط یک ظرف نیست — حافظهٔ تاریخ است و نشانِ اصالت. سرامیکسازِ معمارخواندهای که حجمهای بزرگ را با دست میسازد.
کیمیا صابونی خاک را به حافظه بدل میکند — آرام، ریشهدار، ماندگار.
کیمیا صابونی سرامیکسازِ ساکن تهران است؛ شیفتهٔ حجمهای بزرگ و بیواسطه و ساختِ خمره — همان ظرفهای سنتیِ ایرانی که در گذرِ زمان فرمی ثابت را حفظ کردهاند. برای او بزرگی، امری شخصیست: کارِ بزرگ مثل بخشی از خودش است، و خاک وقتی با آب میآمیزد حسی تازه و زنده میدهد که او را به زمین، به ریشهها و به طبیعت پیوند میزند. راهِ او به خاک از معماری گذشت. اندیشهٔ ساختنِ فضا و تعلقِ فرم به محیطش همیشه برایش جذاب بوده و در کارش بهشکلِ هندسهای آرام و برگرفته از طبیعت باقی مانده است — ساده، مینیمال، و هرگز آنقدر صیقلی نه که بیهویت شود. او همهچیز را با دست میسازد، چون نمیخواهد میان انگشتانش و خاک واسطهای باشد، و تکنیکِ فتیلهای برایش نوعی مراقبه است. ساختِ سه خمرهٔ بزرگ به سفری چندماهه از تکرار، تنهایی و دروننگری بدل میشود؛ جایی که جهانِ بیرون خاموش میشود. کارِ صابونی از سرامیک فراتر میرود. او دیجریدو مینوازد — سازی که ریتمِ پیوسته و نفسمحورش، مانندِ خمرههایش، از ناخودآگاه شکل میگیرد — و نقاشی میکند بیآنکه بخواهد آنچه را میبیند بازآفرینی کند. در همهٔ اینها یک باور جاریست: در جهانی پرشتاب، تکنولوژیزده و غربگرا، خمره یادآورِ حفظِ اصالت است — و اصالت، امروز، به اندازهٔ طبیعت اهمیت دارد.