پریسا تقیپور با نخ و پارچه زخمها را کوک میزند. هنرمندی که کاکتوسها و «هیولا»هایش پشتِ هر کوک دردی را فرو مینشانند.
میزند
پریسا تقیپور هنرمندیست که با نخ و پارچه کار میکند و مجسمههای نرم میدوزد — کاکتوسها، «هیولا»ها و کتابهای هنری — که باری از یک عمر احساس را در خود دارند. او متولدِ ۱۹۸۳ در تهران است و کارشناسیِ ارشدِ نقاشی دارد، اما به گفتهٔ خودش این جزئیات کماهمیتتر از آن است که او اینجاست و هنوز شورِ آفریدن دارد. اعتمادبهنفسش از کودکی کاشته شد؛ با پدری که طرحِ فرش میزد، شیشهٔ رنگی و معرق میساخت و کتاب مینوشت، و مادری که در هر سختیِ زندگیِ هنرمندی کنارش بود. بخشِ بزرگی از کارِ او راهی برای هضمِ سوگ است. پس از از دست دادنِ هر یک از پدر و مادرش، چیزی درونش شکوفا شد و در آفریدههایش سرریز کرد؛ او درد را در کوکها و زخمها ریخت، همان نشانههایی که در هر اثر میبافد. خودِ دوختن آتشش را فرو مینشاند و طوفان را آرام میکند — رهاییای ملایم آنگاه که خشم بالا میگیرد. بینندهها اغلب فرمهای بازِ زخممانندِ او را تاریک یا شدید میخوانند، اما برای او این کار رهابخش است، خالیشدنی از درون که نفسکشیدن را برایش آسانتر میکند. در قلبِ کارِ او کاکتوس است — خودنگارهٔ او. تیغدار و محتاط از بیرون، نرم و لطیف از درون، درست مثلِ خودِ او که عمری از عزیزانش محافظت کرده است. او آفریدههایش را همدم و رفیقِ وفادار میداند و از این شاد است که هر اثر پلی میشود میان او و دیگران: دیدهشده، نگهداشته، زنده در روزِ کسی — نه فراموششده بر گوشهٔ قفسهای. از زندگی چیزِ زیادی نمیخواهد جز متریالی که جریان را نگه دارد — رنگِ درست، پارچهٔ بیپایان، و انبوهی الیاف.